کد خبر : ۷۴۸۱۸
تاریخ انتشار : ۲۷ تير ۱۴۰۰ - ۰۸:۳۰
پایگاه تحلیلی بلومبرگ:
پایگاه تحلیلی بلومبرگ در تازه‌ترین یادداشت خود مدعی شد که حزب کمونیست چین می‌خواهد جهان رشد مستمر این کشور را اجتناب‌ناپذیر ببیند اما واقعیت چیز دیگری را در بر دارد.

به‌گزارش مرکز مطالعات راهبردی سورین، پایگاه تحلیلی بلومبرگ در تازه‌ترین یادداشت خود به‌قلم «اریک ژو» و «تام اورلیک» نوشت: چین چه زمانی از آمریکا پیشی خواهد گرفت تا به بزرگ‌ترین اقتصاد جهان تبدیل شود؟ سوال‌های کمتر، پیامدهای بیشتری را در بر دارند. فراتر از این‌که مدیران بخواهند بفهمند که سود درازمدت از کجا می‌آید، سرمایه‌گذاران وضعیت دلار را به‌عنوان ارز ذخیره جهانی می‌شناسند؛ و فرماندهان استراتژی‌های خود را در نقاط قوت راهبردی‌شان طراحی می‌کنند.

رهبران در پکن، جایی که تازه جشن 100 سالگی حزب کمونیست را جشن گرفته‌اند، تمام تلاش خود را می‌کنند تا تغییر وضعیت را قریب‌الوقوع و اجتناب‌ناپذیر معرفی کنند. رئیس جمهور «شی جین پینگ» هفته گذشته اظهار داشت: «ملت چین با سرعت غیرقابل توقف به سمت جوان‌سازی بزرگ در حرکت است».

در اوایل بحران کووید-19، در حالی‌که در آمریکا صدها هزار کشته و رکود اقتصادی را شاهد بودیم، چین موفق شد آلودگی‌ها و ابتلاها را کنترل کرده و رشد جمعیتش را حفظ کند و این امر باعث شد بسیاری قبول کنند که پیشرفت چین غیرقابل اجتناب است. اخیرا ، بهبود سریع وضعیت در آمریکا نشان داده که چه میزان عدم اطمینان در مورد زمان انتقال قدرت از آمریکا به چین باقی مانده است - و یا اینکه آیا اصلا این اتفاق رخ خواهد داد یا نه؟

اگر «شی» اصلاحات رشد جمعیت را صورت دهد و جو بایدن نتواند پیشنهادات درخوری برای تجدید زیرساخت‌ها و گسترش نیروی کار ارائه دهد، طبق پیش‌بینی‌های اقتصادی بلومبرگ، چین تا سال 2031 می‌تواند به جایگاه نخست در جهان دست یابد.

اما این نتیجه کاملا تضمین‌شده نیست. برنامه اصلاحات در چین در حال حاضر کمرنگ است؛ تعرفه‌ها و سایر محدودیت‌های تجاری، دسترسی به بازارهای جهانی و فن آوری‌های پیشرفته را برای این کشور محدود می کند و کووید-19 بدهی‌ها را تا سطح یک رکورد افزایش داده است.

وحشتناک‌ترین سناریو برای شی این است که چین همان مسیر ژاپن را دنبال کند؛ کشوری که قبل از این‌که سه دهه پیش عرصه را واگذار کند، به‌عنوان یک رقیب بالقوه برای آمریکا شناخته می‌شد. مجموعه‌ای از شکست اصلاحات، انزوای بین‌المللی و بحران مالی می‌تواند چین را پیش از دستیابی به بالاترین سطح متوقف کند.

احتمال دیگر این‌که اگر اطلاعات رسمی مربوط به تولید ناخالص داخلی چین اغراق‌آمیز بوده باشد، بنابراین شکاف بین بزرگترین و دومین اقتصاد بزرگ جهان از آن‌چه به‌نظر می‌رسد بیشتر است و با سرعت کمتری پر خواهد شد.

چین در جایگاه شماره یک؟

عدم توفیق در اصلاحات، انزوای بین‌المللی و بحران اقتصادی می‌توانند موجب توقف چین شوند. در طول این گزارش، ما به سطح اسمی دلار تولید ناخالص داخلی اشاره می‌کنیم - که به‌عنوان بهترین سنجش قدرت اقتصادی دیده می‌شود. در مورد معیار جایگزین قدرت خرید -که تفاوت‌های هزینه‌های زندگی را در نظر می‌گیرد و اغلب برای اندازه‌گیری سطح کیفیت زندگی استفاده می‌شود- چین قبلا مقام اول را به‌خود اختصاص داده است.

در طی مدت طولانی‌، سه عامل نرخ رشد اقتصاد را تعیین می‌کنند. اولین مورد، حجم نیروی کار است. دوم، سهام سرمایه است -از کارخانه‌ها گرفته تا زیرساخت‌های حمل و نقل و تا شبکه‌های ارتباطی. سومی، مربوط به بهره‌وری است یا به‌عبارتی چطور می‌شود آن دو مورد اول را به‌طور موثر با هم ترکیب کرد. در هر کدام از این حوزه‌ها، چین با آینده‌ای نامعلوم روبروست.

نیروی کار کمتر یعنی رشد کمتر

با بحث نیروی کار شروع می‌کنیم. ریاضیات علمی است سرراست: کارگر بیشتر به‌معنای رشد بیشتر و تعداد کارگر کمتر یعنی رشد کمتر. اینجا اولین چالش چین شکل می‌گیرد. باروری پایین که میراث سیاست یک فرزند است، به این معنی است که جمعیت در سن کار چین در حال حاضر به اوج رسیده است. اگر باروری پایین بماند، پیش‌بینی می‌شود طی سه دهه آینده بیش از 260 میلیون نفر از جمعیت این کشور کاهش یابد و این یعنی یک افت 28 درصدی.

چین با آگاهی از خطرات، مسیر خود را تغییر داده است. برنامه کنترل باروری تغییر یافته است. در سال 2016، این محدودیت به دو فرزند افزایش یافت. امسال دولت چین اعلام کرد 3 فرزند نیز مجاز است. در همین حال، برنامه‌های افزایش سن بازنشستگی می‌تواند کارگران مسن را برای مدت بیشتری در مشاغل خود نگه دارد.

به کار ادامه بده!

افزایش سن بازنشستگی می‌تواند تا حدی بحث جمعیت پیر را برای چین جبران کند. اما حتی اگر اصلاحات در چین موفقیت‌آمیز باشد، برای چین سخت خواهد بود که تاثیر کشش جمعیت را جبران کند و ممکن است چینی‌ها در این کار موفق نشوند. قوانین تنها چیزی نیست که خانواده‌ها را از داشتن فرزندان بیشتر باز می‌دارد: هزینه‌های زیادی از قبیل مسکن و تحصیل نیز وجود دارد. یک شهروند چینی در اینترنت در پاسخ به اخبار 3 فرزند نوشته بود: «دلیل اینکه من سه رولز رویس نخریده‌ام، این نیست که دولت به من اجازه نمی‌دهد».

چشم‌انداز هزینه‌های سرمایه‌ای چین چندان ناخوشایند نیست -هیچ کس انتظار ندارد که تعداد راه‌آهن‌، ربات‌های کارخانه‌ای یا دکل‌های 5G کاهش یابد- اما پس از سال‌ها رشد سرسام‌آور در سرمایه‌گذاری، نشانه‌های زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد اکنون با بازدهی نزولی روبرو هستیم. ظرفیت بیش از حد در صنعت، شهرهای ارواح خلق‌شده از ساختمان‌های خالی و بزرگراه‌های شش‌لاینه که به زمین‌های کشاورزی کم‌جمعیت می‌رسند، همه موید این مسئله هستند.

با توجه به کاهش نیروی کار و افزایش بیش از حد هزینه‌های سرمایه‌ای، این بهره‌وری است که کلید رشد آینده چین است. به‌عقیده اکثر اقتصاددانان غربی، تقویت اقتصاد چین مستلزم اقداماتی نظیر لغو سیستم «هوکو» (که طبق آن کارگران را باید در محل تولدشان کار کنند)، برابری شرایط بازی بین شرکت‌های بزرگ دولتی و کارآفرینان چالاک و کاهش موانع مشارکت خارجی در اقتصاد و سیستم مالی است.

برنامه‌ریزان صنعتی پکن نقشه خود را در سر دارند -و چین سابقه طولانی در زمینه اصلاحات موفق در زمینه افزایش رشد دارد. این کشور، با دارا بودن در حدود 50 درصد کارآیی آمریکا در نحوه ترکیب نیروی کار و سرمایه، هنوز فضای زیادی برای پیشرفت دارد.

طبق پیش‌بینی پروژه اقتصادی بلومبرگ، تا سال 2050، چین خود را به 70 درصد از سطح بهره‌وری که آمریکا دارد خواهد رساند - و آن را در یک سطح قابل مقایسه برای توسعه، در محدوده معمول برای کشورها به‌کار خواهد گرفت.

هوشمندانه‌تر رشد کن

چین فضای قابل‌توجهی برای جبران بهره‌وری در اختیار دارد. آیا چین قادر خواهد بود به این وعده عمل کند؛ آن‌هم نه با رشد از طریق کارگران بیشتر و سرمایه‌گذاری‌های بی‌پایان بلکه با کارگران باهوش‌تر و فناوری پیشرفته‌تر؟ باید گفت که متاسفانه پکن -برخلاف جشن‌های برنامه‌ریزی‌شده برای صدمین سالگرد حزب کمونیست- همه عوامل تعیین‌کننده رشد در آینده را تحت کنترل ندارد.

روابط جهانی در حال درگیری در اختلافات است. نظرسنجی اخیر موسسه «پو» (Pew) نشان می‌دهد که 76 درصد از آمریکایی‌ها نظر نامطلوبی در مورد چین دارند که یک رکورد بی‌سابقه است. تنها مردم آمریکا نیستند. اتهامات متوجه چین در مورد ریشه ویروس کووید-19، افزایش نگرانی در مورد حقوق بشر در سین کیانگ و قانون امنیت ملی سختگیرانه هنگ کنگ، نگاه جهانی نسبت به خیزش چین را سیاه کرده است.

اگر چین روابطش با آمریکا و متحدان آن را همچنان پرتنش ادامه دهد، جریان بین‌مرزی ایده‌ها و نوآوری‌هایی که برای تسریع روند صعود چین انجام صورت گرفته، متوقف می‌شود. پکن در حال حاضر در اوج حرکت بی‌صدا سیاست‌های خود را پیش می‌برد. هم‌اکنون اروپا در حال عقب‌نشینی از توافق‌نامه بزرگ سرمایه‌گذاری با چین است و هند هم می‌خواهد درهای خود را به روی فناوری این کشور ببندد.

یک پژوهش مفصل توسط اقتصاددانان صندوق بین المللی پول، نشان داد که در سناریویی با تقسیم چین و آمریکا به مناطق مختلف نفوذ، تولید ناخالص داخلی 2030 چین می‌تواند کاهش 8 درصدی داشته باشد -که به همان بحث روابط چین با آمریکا و متحدانش مربوط است.

ترکیبی از توقف اصلاحات داخلی و انزوای بین‌المللی می‌تواند یک سناریوی بد دیگر را وارد بازی چین کند: بحران مالی.

از سال 2008، نرخ اعتبارات بر تولید ناخالص داخلی چین از 140 درصد به 290 درصد رسیده است که کرونا هم اخیرا در این افزایش تاثیر داشته است. در کشورهای دیگر، چنین افزایش سریعی خبر از دردسرهای پیش رو داشته است.

با استناد به مطالعه «کارمن راینارت» و «کنت روگاف» در مورد بحران‌های مالی، بخش اقتصاد بلومبرگ تخمین می‌زند که یک سقوط اقتصادی به سبک برادران «لمن» می‌تواند چین را به سمت یک رکود عمیق سوق دهد و به‌دنبال آن، یک دهه از دست‌رفته رشد نزدیک به صفر را تجربه کند.

خطرات مربوط به بدهی و تردیدهای داده‌ای

یک بحران مالی یا داده‌های اغراق‌آمیز در مورد تولید ناخالص داخلی، می تواند تصویر را در مورد رشد اقتصادی چین تغییر دهد. همچنین در مورد اطمینان از آمار رسمی رشد اقتصادی چین تردیدهای گسترده‌ای وجود دارد. رهبران خود این کشور، این مسئله را تصدیق کرده‌اند. «لی که چیانگ» -نخست وزیر کنونی- یک‌بار گفته بود كه داده‌های مربوط به تولید ناخالص داخلی «ساخته دست بشر است». برای مطالعه معتبرتر ، او به‌سراغ بررسی اعداد و ارقام مربوط به مواردی مانند تولید برق، حمل بار ریلی و وام‌های بانکی رفت.

یک مطالعه توسط اقتصاددانان دانشگاه چینی هنگ کنگ و دانشگاه شیکاگو نشان می‌دهد که بین سال‌های 2010 و 2016، «رشد واقعی اقتصادی» چین حدود 1.8 واحد درصد کمتر از آن‌چه داده‌های رسمی نشان می‌دهد، بوده است. اگر چین واقعا در مسیر رشد کندتری قرار داشته باشد، سبقت گرفتن از آمریکا سخت‌تر می‌شود.

رویکرد بایدن

وقتی از بایدن در مورد بلندپروازانه بودن رویکرد چین برای تصاحب رتبه برتر جهانی سوال شد، پاسخ داد: «در دوره من که چنین اتفاقی نخواهد افتاد. چون آمریکا به رشد خود ادامه خواهد داد».

برای آمریکا هم همچون چین، مسیر رشد سریعتر از طریق گسترش نیروی کار، به‌روزرسانی سهام سرمایه و نوآوری در فناوری حاصل می‌شود. برنامه‌های زیرساختی بایدن نشان‌دهنده اختصاص بودجه تریلیون دلاری برای انجام چنین کاری است. با افزایش رشد آمریکا در مسیر سریعتر، می‌شود رشد صعودی چین را به تاخیر انداخت.

بخش اقتصادی بلومبرگ سناریوهایی را برای نتیجه رقابت اقتصادی ایالات متحده و چین ساخته است. اگر همه چیز برای چین خوب پیش برود -از اصلاحات داخلی تا روابط بین الملل- این کشور می‌تواند در دهه آینده رقابت دوشادوشی را با آمریکا آغاز کند و سپس به مسیر خود سرعت ببخشد.

برنده کدام است؟ بستگی دارد

به نفع چین است که جهان پیشرفتش را راهی اجتناب‌ناپذیر بداند. اگر رهبران سیاسی، مدیران بازرگانی و مدیران سرمایه‌گذاری متقاعد شوند که چین آمادگی بالایی دارد، انگیزه زیادی برای سوار شدن در واگن اقتصاد چین خواهند داشت- و با دستان خودشان پیش‌بینی موفقیت پکن را به یک پیشبینی خودکفایانه تبدیل خواهند کرد.

شی، دم از منطق توسعه می‌زند. در حال حاضر جمعیت 1.4 میلیارد نفری چین چهار برابر از جمعیت آمریکا آمریکا سرانه تولید ناخالص داخلی‌اش کمتر از 20 درصد نسبت به این کشور است. چین به مقدار کمی برای دستیابی به مقام برتر نیاز دارد. موفقیت گذشته چین در توسعه همانند همسایگانش ژاپن و کره جنوبی، نشان می‌دهد که مسیرش خیلی سخت نیست.

اما همان‌طور تاریخ پر فراز و نشیب صد سال اخیر چین نشان می‌دهد، توسعه از پیش تعیین نشده است. در سالگرد 100 سالگی حزب کمونیست هم تمرکز بر موفقیت‌های 40 سال گذشته چین بود. در دهه‌های ابتدایی، سابقه حزب کمونیست در زمینه رشد ضعیف بوده است. در حالی که شی محدودیت‌های دوره ریاست جمهوری را برداشت و برای دوره سوم ریاست جمهوری آماده می‌شود، برخی کارشناسان از ضعف عملکرد در رهبری با توجه به تجربه تاریخی در دوره‌های قبلی حکومت کمونیست، نگران‌اند.

اگر شک و تردیدها قوی شود، مسیر دیگری برای چین امکان‌پذیر است. اصلاحات متوقف شده، از بین رفتن روابط جهانی، کاهش نیروی کار و بحران مالی می‌تواند چین را برای مدت نامحدود در جایگاه دوم نگه دارد.

منبع:

https://www.bloomberg.com/news/features/2021-07-05/when-will-china-s-economy-beat-the-u-s-to-become-no-1-why-it-may-never-happen?cmpid=socialflow-twitter-business&utm_medium=social&utm_campaign=socialflow-organic&utm_content=business&utm_source=twitter

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه ها