کد خبر : ۷۵۵۹۱
تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۹:۳۰
نشریه نشنال اینترست
نشریه«نشنال اینترست» در مقاله تازه خود ضمن اشاره به تبدیل شدن چین به یک قدرت بزرگ جهانی، نسبت به اتخاذ رویکرد جدید در این زمینه از سوی آمریکا تاکید کرد.

به‌گزارش مرکز مطالعات راهبردی سورین، نشریه نشنال اینترست در مقاله تازه خود به‌قلم « برایان کلارک» نوشت:‌ تبدیل شدن چین به یک قدرت بزرگ جهانی چیزی غیر از یک معجزه نبوده است. از زمان تصویب اصلاحات اقتصادی لیبرال در اوایل دهه هفتاد ، اقتصاد چین تقریباً 10 درصد در سال رشد کرده است ، امید به زندگی در این کشور 50 درصد افزایش یافته است و تقریباً همه پیش‌بینی می‌کنند که در صورت بروز درگیری در آسیا ، پکن پیروز می‌شود.

پیشرفت چین قابل پیش‌بینی بود. آمریکا نه تنها از آن حمایت کرد بلکه در این پیشرفت نقش اصلی را نیز ایفا کرد. آمریکا یک ارز ذخیره‌ای پایدار را برای چین ایجاد کرد، در اقتصاد این کشور سرمایه‌گذاری بسیاری انجام داد و بزرگترین بازار صادراتی را برای پکن فراهم کرد. همه آنها برای تحول سریع چین بسیار مهم بودند.

این اقدامات یک‌طرفه نبودند، زیرا آمریکا نیز از آنها سود می‌برد. آمریکا همیشه از این معضل آگاه بود و در واکنش به آن، از استراتژی «مشارکت» استفاده کرد که ترکیبی از مهار نظامی و مشارکت اقتصادی بود. 

در آن زمان این سیاست خوبی به‌نظر می‌رسید. همانطور که دیگران در جاهای دیگر اشاره کرده‌اند، مسلماً چین از این سیاست آمریکا بیشترین سود را برده است، زیرا موفق شد 800 میلیون نفر از شهروندان خود را از فقر خارج کند و ژاپن را نیز از نظر نظامی ضعیف نگه دارد.

اما پس از سی و چند سال حمایت دو حزبی در آمریکا، اکنون به‌طور گسترده اذعان شده است که این استراتژی شکست خورده است، زیرا پکن نه تنها دعوت به هماهنگی با این نظم جهانی رد کرد بلکه در حال حاضر به دنبال یک نظم جهانی دیگر است. واکنش آمریکا هم این بوده که چین را مقصر بداند و استدلال کند که یک حکومت غیرلیبرال هرگز از یک سیستم لیبرال استفاده نمی‌کند.
 آمریکا باید در نحوه برخورد با پیشرفت چین تجدید نظر کند. استراتژی گذشته این کشور به وضوح شکست خورده است زیرا چین نه تنها از یک نظم منطقه‌ای جدید پیروی می‌کند که جایی برای آمریکا ندارد. اما به جای استراتژی مقابله، رویکرد جدید آمریکا باید بر اعمال محدودیت متمرکز باشد. این بدان معناست که نهادهای بین‌المللی مسئولیت توزیع قدرت جهانی را بر عهده می‌گیرند. 

نظام مدیریت پولی «برتون وودز» تنها ابزار آمریکا نبود، اما نفوذ گسترده آمریکا در این نظام، به آمریکا فرصت‌های منحصر به فردی برای اصلاح سیاست خارجی به شیوه‌های لیبرال در جهان را می‌داد. با این وجود اکراه آمریکا در تقسیم قدرت در این نظام بود که چین را برای ایجاد نظام جایگزین ترغیب کرد.آمریکا همچنین باید احترام به قوانین بین‌المللی جهت منع استفاده از زور و قلدری را جدی بگیرد. 

چین تا حد زیادی ارتش خود را بازسازی کرده است زیرا برای خویشتنداری، به آمریکا اعتمادی ندارد. با توجه به این که آمریکا در سه دهه گذشته بسیار زیاد از ارتش خود استفاده کرده، بنابراین چین هم احمق نخواهد بود و این کار را انجام می‌دهد. اگر آمریکا می‌خواهد رهبر دنیایی باشد که بر اساس قوانین اداره می‌شود نه بر پایه قدرت، آنگاه باید خود یک نمونه باشد و تنها زمانی از نیروی نظامی استفاده کند که پیرو همان قوانینی باشد که انتظار دارد دیگران از آن پیروی کنند. این بدان معناست که اگر آمریکا از زور استفاده کند، باید مجوز سازمان ملل را داشته باشد یا برای دفاع از خود این کار را انجام دهد.

با این حال، بر شمردن اقدامات سوء‌استفاده‌گرایانه آمریکا، چین را از اشتباهاتش تبرئه نمی‌کند. آمریکا در برابر سیاست‌های غیر‌لیبرال چین که سابقه طولانی دارد، صبر و بردباری نشان داده است. علی‌رغم اینکه چین از حاکمیت خود (در سرزمین اصلی) دفاع کرده، اما این کشور هر از چند گاهی در سیاست کشور‌های خارجی دخالت داشته است. 


ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه ها