loader image

جستجو

Has Israel become the new protector of the Persian Gulf tyrants

اندیشکده کویینسی:
آیا اسرائیل محافظ جدید مستبدین خلیج فارس شده است؟

مرکز مطالعات سورین

چکیده

اندیشکده «کویینسی» در یادداشت تازه خود به این موضوع پرداخت که‌ آیا اسرائیل محاف جدید مستبدین خلیج‌فارس شده است؟

فهرست مطالب

 به‌گزارش مرکز مطالعات سورین، اندیشکده کویینسی در یادداشت تازه خود به‌قلم «جیمز ام دورسی» نوشت: نشست تاریخی این  هفته در «صحرای نقب» چه چیزی راجع به همسویی نوظهور قدرت در منطقه می‌گوید.

پیام روشنی از نشست این هفته وزرای خارجه چهار کشور عربی، اسرائیل(رژیم صهیونیستی) و آمریکا در صحرای نقب فرستاده شد مبنی بر اینکه اسرائیل(رژیم صهیونیستی) کلید امنیت مستبدین خلیج فارس است و ترتیبات امنیتی ایالات متحده را در غرب آسیا ادامه می‌دهد. ممکن است این پیامی باشد که کاهش تنش منطقه‌ای، آغاز تجدید حیات معماری امنیت منطقه و توانایی فزاینده غرب آسیا برای دفاع از خود را نوید می‌دهد.

هم‌چنین و از زمانی که واشنگتن چالش‌های مربوط به منافع امنیت ملی حیاتی خود را در جاهای دیگر دنبال می‌کند، آن‌ها احتمالا کمتر از اسرائیل(رژیم صهیونیستی) تمایل دارند که آمریکا را درگیر غرب آسیا کنند.

امارات مانند عربستان هنوز ماجراجویی موفقیت‌آمیز نظامی خارجی به راه نینداخته و خاک خود را مملو از حملات رقبای خارجی نکرده است. امارات تا اندازه‌ای از جنگ هفت‌ ساله یمن خارج شده بدون این که دستاوردی از اهداف نظامی‌اش داشته باشد و نیروهای نیابتی‌ محلی را کنار گذاشته، در حالی که عربستان به دنبال پایان آبرومندانه‌ای برای این درگیری است.

در عین حال، این دو کشور خلیج فارس نتوانسته‌اند از زیرساخت‌ها و تاسیسات نفتی خود در برابر حملات موشکی و پهپادی شورشیان و احتمالا خود ایران محافظت کنند.

بحران اوکراین مطمئنا اهمیت غرب آسیا را دوباره مورد تاکید قرار داده، خواه این موضوع به خاطر تنوع‌بخشی به عرضه نفت و گاز به اروپا باشد که تاثیر غرب آسیا بر امنیت را به ورای مرزهایش کشانده، یا این که به خاطر ثبات آن باشد، با وجود این که در برخی از کشورهای غرب آسیا و به دلیل افزایش قیمت کالاها، اعتراضات و نارضایتی بالا گرفته است.

وزرای خارجه عرب قبول کردند که نشست خود را در کیبوتص خانگی بن گورین برگزار کنند و با این کار تاکید بیشتری بر قدرت اسرائیل در منطقه داشتند، در حالی که فلسطینی‌ها وی را یکی از بانیان مصائب خود می‌دانند.

هم‌چنین، آن‌ها واقعیت مربوط به یک سری قتل‌های اسرائیلی‌ها به دست فلسطینی‌های تک‌رو را طی روزهای اخیر نادیده گرفتند، اما این واقعیت نشان داد که فلسطینی‌ها همانند ایران، حوثی‌ها یا حزب شیعی شبهه‌نظامی-سیاسی لبنان به نام حزب‌‌الله، بخشی از معادله امنیت اسرائیل و منطقه هستند.

این قتل‌ها در آستانه یک ماه مذهبی مسلمانان، یهودیان و تعطیلات مسیحی رخ داد و می‌تواند احساسات مذهبی را در مراکز حساس و مقدس اورشلیم برانگیزد.

علاوه بر این، فلسطینی‌ها و دیگران خواهند گفت که هم‌زمان با قرار گرفتن موضوع حمله روسیه به اوکراین در سر خط خبرها، سه تن از شرکت‌کنندگان در این نشست؛ یعنی اسرائیل(رژیم صهیونیستی)، امارات و مراکش سرزمین‌های بیگانه را اشغال کرده‌اند و در درگیری‌های خارج از مرزهای خود مداخله نظامی می‌کنند.

اهمیت اسرائیل(رژیم صهیونیستی) فقط قدرت نظامی یا فناوری آن نیست، بلکه این است که برخلاف آمریکا، توانایی و تمایل برای مقابله با ایران هم در داخل این کشور و هم در سوریه و فضای سایبری را دارد و تنها کشوری در غرب آسیاست که می‌تواند به داشتن یک پایگاه مهم مردمی در آمریکا به خود ببالد.

این موضوع نوعی نفوذ در واشنگتن را به اسرائیل(رژیم صهیونیستی) می‌دهد که نمی‌توان آن را با صرف میلیون‌ها دلار و روابط عمومی و شرکت‌های لابی‌گر به دست آورد.

هم‌چنین، آمریکا تعهدات خود را نسبت به غرب آسیا کاهش می‌دهد تا تمرکزی بهتر بر اقیانوس‌های هند و آرام و اروپا به خاطر اوکراین داشته باشد و در بحبوحه چنین وضعیتی اسرائیل تنها کشور منطقه است که هم‌چنان مورد توجه کامل واشنگتن است.

«دیوید ماکوفسکی» -تحلیلگر موسسه واشنگتن -گفت: «بن گورین می‌توانست مفتخر باشد به این که اعراب متوجه کاهش تعامل آمریکا با غرب آسیا شده‌اند و این اسرائیل(رژیم صهیونیستی) است که مورد استقبال کشورهای مهم عربی قرار گرفته و وجهه منطقه‌ای خود را گسترش می‌دهد و خلاء موجود را دست کم تا اندازه‌ای پر می‌کند.»